تبليغاتX
*استقلال هميشه قهرمان*
با سلام به همه دوستان گلم

 

همان کسی که از جنس غیرت است 

همان کسی که از جنس رشادت است همان کسی که اسوه محبوبیت است

هواداران ابی دل با چنین انسانی وداع کردند.

کاپیتانی که معنی غیرت را از او اموختیم .یک رهبر به تمام معنا .وقتی

او بود با یک نگاه دل های ما مملو از شور و امیدواری میشد.انسانی

بزرگ و تکرار نشدنی با اشک هایی گرانبها خداحافظی کرد.

به یاد تمام لبخند ها به یاد تمام اشک ها به یاد تمام فریاد ها و به یاد تمام دلهره ها .

در روزی که جام قهرمانی از ان ما شد وداعی سخت داشتیم با محبوب

 ترین کاپیتان اسیا که غیرت او زبانزد خاص و عام است.

وقتی او بود حتی روی نیمکت تمام استادیوم مورد حمایت او بود

هواداران و بازیکنان تمام تیم ها غیرت و اخلاق نیکوی او را غیر قابل انکار میدانستند.

و حالاخیلی سخت است هوادارانی که همیشه علیرضا منصوریان  را در

تیم خود دیدند و همیشه شماره 10 را بر قلب خود حک کرده اند شاهد اشک های ان بزرگ مرد باشند .

اما با تمام سختی میگوییم خداحافظ کاپیتان...!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 14:49  توسط  علیرضا و سپیده  | 

 

           

و اکنون ان لحضه فرا رسید لحظه تعبیر عشق/لحظه شکوفایی غرور/لحظه ای مملو از اقتدار و تعصب.

استقلال قلندر قاره کهن اسیا با تمام صلابتش باز هم زنگ خطر را برای تمام تیم های اسیایی به صدا در اورد .استقلال تیم ابی پایتخت نشان داد حتی در فصلی که بد ترین رکورد ها را بر جا گذاشته به واسطه غیرت و محبوبیتش یک جام از ان اوست.

در روزی که خیلی ها به خیال خام ازادی را خالی تصور کرده بودند باز هم حماسه آفرین شدیم .در روزی که همگان عرصه را برای پیروزی آبی پوشان پایتخت تنگ میدیدند با قاطعیت قهرمان شدند.نمیدانم طبق کدام اصول بلیت ها را پیش فروش کردند در صورتی که همیشه با این شیوه نفرات بسیاری بدون بلیت می ماندند.با دانستن این قضیه بلیت های بازی پرسپولیس _ سپاهان پیش فروش نشد اما باز هم تا نوبت به ما رسید همان شیوه نا درست .که البته باعث شد استقلالی های زیادی در دریافت بلیت نا کام بمانند.اما با تمام این اوصاف باز هم شاهد حضور پر شور هواداران بودیم.

آن روز آزادی سر تا سر ابی بود هواداران بسیاری از شمال و جنوب و شرق و غرب ایران برای تماشای دیدار حساس تیم محبوب خود امده بودند آن روز آزادی از صدایشان لرزید.آن روز میلیونها استقلالی اشک شوق ریختند /فریاد زدند و قطعا به خود بالیدند و استقلال هم به انان بالید به هوادارانی که فقط یار و یاور روز های خوش نبودند و باز هم حماسه افریدند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 14:46  توسط  علیرضا و سپیده  | 

                                  

استقلال در بحرانی ترین فصل خود نیز جام میگیرد تا بار دیگر ثابت
کند که بزرگی در وجودش جای دارد. اینک استقلال نان بازوی خود را میخورد. مربی جوانی که در مکتب استقلال پرورش یافته , پروژه ی فیروز کریمی را تکامل میبخشد به بهترین شکل ممکن.
استقلال برای رسیدن به جام به مهره هایش اتکا دارد. از (دستان هنرمند طالب لو و علیزاده) بهره میگیرد نه از ( دستهای پشت پرده). استقلال برای رسیدن به جام , در کمیته ی انضباطی نفوذ نمیکند, در برنامه ریزی بازیها دستکاری نمیکند, به دنبال انگشت نگاری و تضعیف حریفان با اتکا با اهرمهای قدرت, در خارج از مستطیل سبز نیست.
در تیم قهرمان , جوانانی چون طالب لو, صادقی, قربانی و ستاره ی بی چون و چرای فوتبال آسیا , مجتبی جباری را میبینیم که دست پرورده ی مکتب همیشه سازنده و همواره پویای استقلال هستند. استقلال در تاریخ پربار و بی همتایش با اتکا به جوانانی که در دامان خود پرورش داده و حاصل دسترنج خودش بوده اند, همواره بزرگی کرده است و بزرگی میکند کماکان. هر چند سالهاست که با بی عدالتیها دست و پنجه نرم میکند و مصوبات مشکوک دولتی, آنچنان دست و پایش را بسته است که در گذران امورات معمولی خود نیز دچار زحمت میشود. اما به هر حال استقلال است و بزرگ و ماندنی. هر چند پروژه هایی چون پروژه ی ( وزارت رفاه) را برای نا بودی اش کلید بزنند.
رفتن به آسیا شاید برای بعضی تیمها افتخار باشد و آن را به رخ دیگران بکشند. همانها که تاکنون رنگ فینال آسیا را ندیده اند و هنوز لمس نکرده اند که در آنجا نه کمیته ی داوران قادر به همراهی خواهد بود و نه کمیته ی انضباطی. همانجا که برای مدیران با نفوذ ایران , تره هم خرد نمیکنند!!
اما حکایت استقلال چیز دیگریست. تیمی که نایب قهرمانی آسیا را برای خود, یک ناکامی میداند. تیمی که علیرغم تمام بی عدالتیها , همچنان پر اعتبارترین تیم آسیاست . برای استقلال راه یافتن به آسیا افتخار نیست, بلکه کلید خوردن پروژه ایست برای افتخار آفرینی مجدد. برای هنرمایی تیمی که به تنهایی آبروی فوتبال ایران را خریده است.
آسیا همواره به استقلال بعنوان یک مدعی نگریسته است و یک قهرمان. چرا که به ندرت به یاد دارد که آبیهای تهران پای به جام باشگاههای آسیا گذاشته باشد و جزو ۳ تیم برتر آسیا قرار نگرفته باشد. استقلال به آسیا میرود تا اعتباری دگرباره کسب کند برای ایران. آسیاییها در بین نمایندگان ایران , استقلال را بعنوان یک مدعی جدی قهرمانی میشناسند , نه تیمی که گاه نردبان صعود بنگلادشیها بوده است و گاه زنگ تفریح چشم بادامیها و گاه کیسه ی گل عربها!!

فرزند استقلال:
غمگین ترین استقلالی بود در شب قهرمانی آبیها. مرد بی همتای استقلال که هم گل زد, هم گل ساخت و هم تیر دروازه را لرزاند. نه تنها تیر دروازه که تن خیلیها لرزید.
مجتبی جباری در شبی که دل میلیونها عاشق را شاد کرد, دلش شکست. اما این جوان محبوب دل شکسته میداند که از شاد کردن دل میلیونها هوادار, بی شک روح پدر بزرگوارش قرین شادی خواهد بود و انیس رحمت.
مجتبی هرچند که در سوک پدر نشسته است, اما نباید هیچگاه احساس کند که پشتش خالیست. (مجتبی فرزند استقلال است) و دست پرورده ی این مکتب ماندگار.
مجتبی فرزند شیرین خانواده ی بزرگ استقلال است. هر چند که گهگاه نامهربانی دید و فرصت طلبان برایش دام گستراندند پنهانی.
هرچند که گهگاه از دستش رنجیدیم, اما همواره محبوب ما بوده است و خواهد بود, حتی روزیکه آبی نپوشد!!
جباری در روزی به یادماندنی دینش را به استقلال ادا کرد و سنگ تمام گذاشت مردانه و هنرمندانه.
در روزیکه خسته بود از هنرنمایی در دمشق, کاری کرد کارستان درتهران. گفته بود که به اندازه ی دوتا جباری برای استقلال بازی میکنم و انصافا” چنین کرد غیرتمندانه.
باپاس گل جباری حکم قهرمانی استقلال نوشته شد و با گل هوشمندانه اش حکم قهرمانی استقلال امضا .
مجتبی میداند , همانگونه که با گل سرنوشت سازش , همصدا با او غریو شادی سر دادیم, با داغ دیدنش نیز غمگینیم و شریک راستین در اندوه بی حسابش

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 18:3  توسط  علیرضا و سپیده  |